در سالهای اخیر، سیاستهای حمایتی دولت ایران در قالب یارانه نقدی و سبد کالا (یا کالابرگ الکترونیکی) به عنوان ابزارهایی برای جبران فشار تورم بر خانوارها معرفی شدهاند. اما بسیاری از مردم و کارشناسان این طرحها را "کلاهی بر سر مردم" میدانند؛ حمایتی ظاهری که نه تنها مشکلات معیشتی را حل نمیکند، بلکه گاهی چرخه تورم را تشدید میکند. در این مقاله، به بررسی وضعیت فعلی این سیاستها در سال ۱۴۰۴، مزایا، مشکلات و نظرات انتقادی میپردازیم.
تاریخچه و وضعیت فعلی یارانه و کالابرگ
یارانه نقدی از سال ۱۳۸۹ آغاز شد و ابتدا هدفمندسازی subsidies را دنبال میکرد. در سال 1۴۰۴، مبلغ یارانه نقدی بدون تغییر عمده باقی مانده: دهکهای اول تا سوم حدود ۴00 هزار تومان به ازای هر نفر، و دهکهای چهارم تا نهم ۳۰۰ هزار تومان. اما تغییرات کلیدی شامل حذف یارانه نقدی دهکهای هشتم تا دهم و گروههایی مانند دارندگان املاک لوکس (بالای ۵0 میلیارد تومان)، خودروهای گرانقیمت، ایرانیان مقیم خارج و مصرفکنندگان پرمصرف انرژی است. منابع حاصل از این حذفها به افزایش اعتبار کالابرگ برای دهکهای پایین اختصاص مییابد.
طرح کالابرگ الکترونیکی (سبد کالا) از آبان 1۴۰۴ وارد مرحله پنجم شده و برای دهکهای اول تا هفتم اجرا میشود. این طرح اعتباری غیرنقدی برای خرید ۱۳ قلم کالای اساسی (مانند برنج، روغن، مرغ، لبنیات، گوشت و اخیراً اقلام پروتئینی مانند ماهی و بوقلمون) ارائه میدهد. هدف اعلامی: ثابت نگه داشتن قیمت کالاهای ضروری و جلوگیری از تبدیل یارانه به تورم نقدینگی.
در آذر 1۴۰۴، اعتبار برای دهکهای چهارم تا هفتم شارژ شده و حدود ۳۲ میلیون نفر مشمول هستند. استقبال اولیه بالا بوده (تا ۵۰ درصد در روزهای اول)، اما این بیشتر نشاندهنده فشار معیشتی است تا رضایت کامل.
مزایای ادعایی طرح
- حمایت هدفمند: یارانه مستقیماً به کالاهای اساسی میرود و از صرف آن در موارد غیرضروری جلوگیری میکند.
- کاهش تورم: پرداخت غیرنقدی مانع افزایش نقدینگی و تورم میشود.
- افزایش اعتبار: در مرحله پنجم، سبد کالا اصلاح شده و اقلام مغذیتر اضافه شده؛ منابع از حذف دهکهای بالا تأمین میشود.
دولت تأکید دارد این طرح امنیت غذایی خانوارهای کمدرآمد را تقویت میکند، به ویژه در شرایط تورم بالای مواد غذایی (حدود ۵۰ درصد نقطهبهنقطه در آبان 1۴۰۴).
چرا "کلاه"؟ انتقادات و مشکلات واقعی
با وجود اهداف مثبت، بسیاری این طرح را ناکارآمد یا حتی فریبنده میدانند:
- ناکافی بودن مبلغ: اعتبار کالابرگ (حتی با افزایش) در برابر تورم سرسامآور کالاها ناچیز است. مثلاً وقتی قیمت روغن یا مرغ چند برابر میشود، اعتبار چند صد هزار تومانی کفاف نمیدهد. اقتصاددانان میگویند این حمایتها "قطرهچکانی" است و سبد معیشت واقعی خانوارها را پوشش نمیدهد.
- مشکلات اجرایی: گزارشها از اجبار فروشگاهها به خرید یکجا، کارمزد استعلام اعتبار، یا حتی تخلفاتی مانند کسر اعتبار و دادن نقدی کمتر حکایت دارد. برخی فروشگاهها مردم را مجبور به خرید کامل میکنند، در حالی که قانون اجازه خرید تدریجی را میدهد.
- حذف گسترده یارانهها: میلیونها نفر (تا ۱۸ میلیون پیشبینی) از یارانه نقدی حذف شدهاند. بسیاری از طبقه متوسط (با درآمد ثابت) زیر فشار قرار گرفتهاند و احساس میکنند دولت "یارانه ثروتمندان را قطع کرده اما به فقرا هم درست نمیرساند".
- تورم پنهان: منتقدان میگویند حذف ارز ترجیحی و جایگزینی با کالابرگ، در عمل قیمتها را بالا برده بدون جبران واقعی. رئیسجمهور پزشکیان نیز اذعان کرده که یارانهها اغلب به تورم تبدیل میشوند.
- نظر مردم: در شبکههای اجتماعی و گزارشهای میدانی، بسیاری کالابرگ را "توهم حمایت" میدانند. عدهای میگویند: "این اعتبار حتی یک هفته خانوار را سیر نمیکند" یا "دولت با حذف یارانه نقدی، آزادی انتخاب را گرفته و کالاهای گران را تحمیل میکند".
نتیجهگیری: نیاز به اصلاح اساسی
یارانه و سبد کالا ابزارهایی برای حمایت هستند، اما در شرایط تورم بالا و کسری بودجه، اغلب به "کلاهی" تبدیل میشوند که مشکلات را پنهان میکند نه حل. برای واقعی شدن حمایت، نیاز به افزایش چشمگیر اعتبار، شفافیت در دهکبندی، کاهش تورم ریشهای و آزادی بیشتر در انتخاب کالاها است. در غیر این صورت، این طرحها تنها فشار معیشتی را موقتاً تسکین میدهند و چرخه فقر را ادامه مییابند. نظر شما چیست؟ آیا این حمایتها کافی است یا فقط ظاهری


















